ميرزا حسن حسينى فسايى
753
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
وارد شيراز جنت طراز گرديد و حكومت حومه شيراز و سروستان و اصطهبانات و فسا را به آقا ميرزا محمد فسائى عنايت فرمود براى آنكه اهالى اين بلوكات چون بر نواب ميرزا ابو الحسن خان شوريده بودند ، او را معزول نمود و چنان كه نگاشته شد ، بعد از كشته شدن شيخ عبد الرسول خان حاكم بندر بوشهر نواب رضا قلى ميرزا نايب الاياله وارد بوشهر گرديد و بر مرتكبين قتل شيخ ايرادى نگرفت و مؤاخذتى نفرمود و شيخ نصر خان پسر شيخ عبد الرسول خان با جماعتى از اقوام خود بر كشتيها نشسته ، براى استمداد از اعراب به جانب بحرين و قطيف و رأس الخيمه شتافت و چون خبر كشته شدن ارغون ميرزا و مصطفى قلى خان قشقائى به بنادر فارس رسيد ، شيخ نصر خان چندين هزار نفر از طوايف عتوب بحرين « 1 » و جواسم رأس الخيمه و اعراب برنجد را با خود موافق كرد [ ه ] به دعوى ملك موروث و دعوى خون پدر خود در اوائل ماه جمادى دويم اين سال : [ 1248 ] با چندين كشتى آمده در برابر بوشهر لنگر انداختند و چون شب درآمد از كشتيها پياده گشته ، از سه جانب بوشهر كه به دريا پيوسته است يورش آوردند و معادل ششصد و پنجاه نفر سرباز شيرازى و تفنگچى دشتستانى كه در بروج يكجانب بوشهر و در حوالى ارگ شيخ عبد الرسول خانى توقف داشتند در برابر آنها درآمده ، مشغول جنگ شدند و محمد على خان تنگستانى و محمد على سلطان شيرازى پاى مردى را فشردند و چون معامله قطره و دريا بود ، تمامت بروج و باروى بوشهر جز ارگ كه جاى نشيمن نواب نايب الاياله بود در تصرف اعراب درآمد و چون هوا روشن شد ، جماعت اعراب به حكم شيخ - نصر خان روى جنگ را به جانب ارگ انداختند و جنگى سخت نمودند كه در ميانه عربى دررسيد و سر بريدهء را در حضور نواب معزى اليه آورد و عرض نمود كه من از اعراب دموخ « 2 » ساكن چاه كوتاه ، مضافات بوشهر و نوكر شيخ حسين عرب دموخ ، نوكر شما هستم و اين سر شيخ عبد اللّه سردار سپاه اعراب است ، پس نواب نايب الاياله بفرمود كه طبالان نقارهء فتح و شادمانى را نواختند و سر شيخ عبد اللّه را از سر در ارگ آويختند و تفنگچى دشتستانى و سرباز شيرازى [ كه ] در شب گذشته ، گريخته هريك به گريوهاى پناه برده بودند ، بر گرد ارگ جمع شدند و شيخ نصر خان بعد از كشته شدن شيخ عبد اللّه سردار سپاه خود چشم اميد را از بوشهر ، بريده با تمامى اعراب فرار نموده ، بر كشتيهاى خود نشسته ، به جانب منازل خود رفتند و معادل چهل نفر مرد از اعراب عتوب و جواسم در اين جنگ اسير و دستگير گشته در بندر بوشهر محبوس شدند و بعد از مدتى به توسط صيد سعيد خان ، امام مسقط كه داماد نواب فرمانفرما بود ، مرخص گشته ، عود به اوطان خود نمودند و چنان كه نگاشته شد ، نواب حاجى محمد صادق خان از جانب حضرت فرمانفرما به دار الخلافه طهران روانه گشت و بعد از ورود به طهران مورد عنايت اعليحضرت شاهنشاهى شده ، فرمان ايالت كرمان را براى نواب هلاكو ميرزا گرفته ، عود به شيراز نمود و سردى زمستان اين سنه لوىئيل در تمامت ممالك ايران به چندين درجه از اندازهء هر ساله گذشت و بنادر و گرمسيرات فارس كه از برف و يخ جز نامى نشنيده بودند ، هر دو را به چشم ديدند و اديب اريب فاضل رضا قلى خان هدايت تخلص در روضة الصفاى ناصرى نگاشته است كه « 3 » : در اين زمستان با جماعتى از قريهء دشت ارجن « 4 » كوهمره ، يازده فرسخ مغربى شيراز قصد منزل خان زينان هشت
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 45 ( 2 ) . اعراب دموخ از نجد آمده در نواحى چاه كوتاه شمال بوشهر اقامت گزيده بودند . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 46 . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 46 : ( دشت ارژنه ) .